پیامبر شدمو رب لایزال منی

خدایا شکرت

همیشه باهاش باشو معجزه هاتو نشونش بده لطفا... 

صبح که پیام دادو با ذوق از حل شدن نگرانیش گفت، یاد قدیمای خودم افتادم

یادته برای منم معجزه میکردی مدام؟

اصلا شده بود عین یه بازی

هرچند برای من بازی خیلی دردناکی بود

ولی لذت دیدن کارای عجیب تو هربار از یادم میبرد که چه دردی دارم میکشم

باخودم میگم بزرگ شدم که دیگه دیذن شادشدنم عین قدیما برات سرگرمی نیست؟ 

یا خواسته هام خیلییی بزرگ و عجیب شدن که منطقی نیستن؟

ولی هردومون میدونیم جنسشون همونه... حتی بزرگم نشدن... حتی عوضم نشدن...حتی اون جمله ای که تو بیست سالگی میخواستم همون جمله ایه که تو بیستوپتج سالگی میخوام ازت

شایدم میخوای بزرگم کنی..

.که بزرگتر بخوام... شده به زور!



منبع این نوشته : منبع